حسن سيد اشرفى

590

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

الطّلب الانشائىّ الايقاعىّ الّذي هو مدلول الصّيغة او المادّة ، و لم يكن بيّنا و لا مبيّنا فى الاستدلال مغايرته مع الارادة الانشائيّة . ترجمه : [ جهت چهارم : مقصود از طلب در معناى امر ] جهت چهارم : ظاهر ، آن است كه همانا طلبى كه مىباشد آن ( طلب ) معناى امر ، نيست آن ( طلب ) طلب حقيقى كه مىباشد ( طلب حقيقى ) طلب به حمل شايع صناعى ، بلكه [ مىباشد طلبى كه معناى امر مىباشد ] طلب انشايى كه نمىباشد ( طلب انشايى ) با اين حمل ( حمل شايع صناعى ) طلب مطلقا ( بدون قيد ) ، بلكه [ مىباشد ] طلب انشايى ، اعمّ از اينكه انشاء شود ( طلب انشايى ) با صيغهء « افعل » يا با مادّهء طلب يا با مادّهء امر يا به غير اين‌ها ( مادّه طلب و مادّه امر ) ، و اگر سر باززدى مگر از بودنش ( امر ) وضع‌شدهء براى طلب ، پس لااقلّ است از بودنش ( طلب ) منصرف به انشايى از آن ( طلب ) هنگام اطلاق آن ( امر ) ، چنان كه اين ( انصراف داشتن به طلب انشايى ) حال در لفظ طلب است همچنين ، و اين ( انصراف داشتن طلب به طلب انشايى ) براى كثرت استعمال ( كثرت استعمال طلب ) در طلب انشايى است ، چنان كه همانا امر در لفظ اراده برعكس لفظ طلب است و منصرف از آن ( اراده ) هنگام اطلاق اين ( اراده ) ، آن ( منصرف از اراده ) ارادهء حقيقى است . و اختلاف اين دو ( لفظ طلب و اراده ) در اين ( طلب به طلب انشايى منصرف بود ، و اراده به ارادهء حقيقى ) ناگزير كرده است ( اختلاف ) بعضى از اصحاب ما را به گرايش به آنچه كه گرويده‌اند به آن اشاعره از مغايرت داشتن بين طلب و اراده ، بر خلاف همهء اهل حقّ ( شيعه ) و معتزله ، از متّحد بودن اين دو ( طلب و اراده ) ، پس اشكالى نيست به معطوف داشتن رشتهء كلام به بيان آنچه ( نظريه‌اى ) كه آن ( نظريه ) حقّ است در مقام ، و اگرچه محقّق كرديم آن ( حقّ ) را در بعضى از فوائدمان ، مگر آنكه همانا حواله دادن وقتى نمىباشد از محذور ، خالى و اعاده نيست ( اعاده ) بدون فائده و نه فايده رساندن ، مىباشد